کاش مي شد با تو بودن را نوشت
کاش مي شد با تو بودن را نوشت .... تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت ... کاش مي شد روي اين رنگين کمان ... مي نوشتم تا ابد با من بمان
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زباغ خاطراتم هرگز
زباغ خاطراتم هرگز نخواهی رفت ومن هرگز نخواهم برد از یاد نگاه مهربانت را
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشق و معشوقها ای کاش
عاشق و معشوقها ای کاش بهم انقد شک نداشتن سقف اعتمادامون کاش انقدر ترک نداشتن چی می شد دست من و تو همیشه تو دست هم بود از ما هرچی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه
+ نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰ برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به آخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما آخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی
+ نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰ برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کلاغ و طوطي
کلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شکايت کرد و خداوند او را زيبا کرد ولي کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيکوست و نتيجه آن شد که مي بيني .طوطي هميشه در قفس کلاغ هميشه آزاد
+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 10:0 قبل از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
حسودیم میشه
حسودیم میشه به تنی که روحش تویی ! حسودیم میشه به رگی که خونش تویی ! حسودیم میشه به گلدونی که گلش تویی ! حسودیم میشه به آسمونی که ماهش تویی ! حسودیم میشه به کوچه ای که عابرش تویی ! حسودیم میشه به انگشتری که نگین اش تویی ! حسودیم میشه به ساحلی که دریاش تویی ! حسودیم میشه به دلی که دلدارش تویی ! حسودیم میشه به قابی که عکسش تویی ! حسودیم میشه به کوری که چشمش تویی ! حسودیم میشه به شبی که نورش تویی ! حسودیم میشه به قلبی که عشقش تویی ! آره ...حسودیم میشه
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 6:57 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
حسودیم میشه
به چشمهایی که لبخند تو رو می بینند حسودیم میشه به دستهایی که نرمی دست تورو حس می کنند حسودیم میشه به لب هایی که روی لبهات می لغزند حسودیم میشه به تنی که آغوش گرم توروتجربه می کنه حسودیم میشه به شونه هایی که تکیه گاه بی کسی هات شدند حسودیم میشه به گوش هایی که صدای قشنگ تو رومی شنوند حسودیم میشه حسودیم میشه به اونی که عکسش می افته توآئینه ی چشمات حسودیم میشه به اونی که توی قلبت کنگر خورده و لنگر انداخته حسودیم میشه به اونی که فاصله اش با تو فقط ن
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عشق با روح شقايق زيباست
عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با
زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پلکهاي مرطوب مرا باور کن
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ی من است که از چشمانم بيرون ميريزند
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگه قرار بود
اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم ميرسيدن كه ديگه نه ليلي ليلي بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسيدن نيست . عشق حسرت رسيدنه
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عشق
عشق با روح شقايق زيباست ، عشق با حسرت عاشق زيباست ، عشق با نبض دقايق زيباست ، عشق در حسرت ديدار تو زيباست ؛ به اميد ديدار
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خدایا
خدايا گر تو درد عاشقي مي کشيدي؛تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي؛تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي؛پشيمون مي شدي از اين که عشق رو آفريدي
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
قصه
قصه نیستم، که بگویی... نغمه نیستم، که بخوانی... صدا نیستم، که بشنوی... یا چیزی چنان که ببینی... یا چیزی چنان که بدانی ... من درد مشترکم.. مرا فریاد کن..
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
میدونی
ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟ اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . .
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در بیکران
در بیکران زندگی دو چیز افسونم کرد: آبی آسمان و خدا، آبی آسمان را می بینم و می دانم که نیست، خدا را نمی بینم و می دانم که هست!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
یادته
یادته وقتی داد زدی دوستت دارم گفتم نمی شنوم بلندتر اما وقتی اروم تو گوشم گفتی دیگه دوستت ندارم گفتم هیس چرا داد می زنی یواشتر...
+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دلی
دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمیگنجد
+ نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 9:40 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
چقدر
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی امّا ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی .)) ((چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه امّا مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری .)) ((چقدر سخته گل آرزوها تو توی باغ دیگری ببینی , و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من, باغچه ی نو مبارک .))
+ نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 9:28 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دونم
دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند چه جوری همدیگه رو می شناسن... و نمی دونم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگه منو نمی شناسی
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هنوز
هنوز در پی جراح زبر دستی میگردم که سرنوشت مرا به تو پیوند بزند
+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
همه
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ كسي به او كار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يك شب كه مداد رنگي ها...توي سياهي كاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح كار كرد...ماه كشيد...مهتاب كشيد...و آنقدر ستاره كشيد كه كوچك وكوچك و كوچك تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
+ نوشته شده در شنبه 1 دی1386ساعت 9:51 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نمی نویسم
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
+ نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
منتظرت
منتظرت نبودم! به خوابم آمدي... قرارمان اين نبود ثانيه اي براي ديدن بيايي و بروي نمي دانم چرا ؟ مي لرزيدي مي ترسيدي شال قهوه اي بر گردنت انداختم دستهايت را ها كشيدم تا گرم شوي كاش در حسرت اين ثانيه ها خواب مي ماندم و تو نمي رفتي براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پرنیان
پرنيان سرد بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است بگذار تا سپيده بخندد به روي ما بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه" حسرت خورد ز روشني آرزوي ما
+ نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بنشین
بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
بگذار تا سپيده بخندد به روي ما
بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه"
حسرت خورد ز روشني آرزوي ما
+ نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
لاک پشت ها
لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه
+ نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خصوصیات
خصوصيات دخترا:.......... 1) تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2)حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3) اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4) نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5) همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5) از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن البته توهم پسراس خواستم دلخوش باشن
+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
صدا کنمرا
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
+ نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت 10:22 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آنکس
آنکس که ميگفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد. رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه ميرفت. صداي خش خش برگ ها همان آوازي بود که من گمان ميکردم مي گويد: دوستت دارم...
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خوشا با حال
خوشا به حال لك لكاكه خوابشون واو نداره/خوشا به حال لك لكا كه عشقشون قاف نداره/خوشا به حال لك لكا كه مرگشون گاف نداره/خوشا به حال لك لكا كه لك لك اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خیلی سخته
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کهنه
کهنه فروشه داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخری
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
استکان
استكان از دستم افتاد شكست... پدرم ناراحت شد... مادرم حرص خورد... برادرم گفت قشنگ بود... خواهرم گفت مال من بود... اما وقتي قلبم شكست هيچ كس چيزي نگفت! بميرم اي دل كه بي صدا شكستي...
فرستاده شده: سمیرای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تا حالا
تاحالا شده عاشق بشي ولي دلت نخواد كه بدونه؟ تا حالا شده تموم شب گريه كني بدون اينكه بدوني چرا؟ دلت بخواد تا صبح بيدار بموني ولي بدوني به جايي نمي رسي؟ تا حالا شده رفتنشو تماشا كني ولي دلت نخواد كه بره؟ بعد آروم تو دلت بگي دوست دارم اما نخواي بدونه؟ تا حالا شده؟
فرستاده شده: سمیرای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نگاهم
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را ديدم نگاهم کرد دل به او بستم نگاهم کرد ولي بعد ها فهميدم که فقط نگاهم مي کرد
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشق
عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هیچکس
هيچکس تنهاييم را حس نکرد لحظه ويرانيم را حس نکرد در تمام لحظه هايم هيچکس وسعت حيرانيم را حس نکرد آن که سامان غزلهايم از اوست بي سر و سامانيم را حس نکرد
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ای کاش
ای کاش تنها یکنفر هم در این دنیا مرا یاری کند ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که . من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اون روزا
اون روزا ما دلی داشتیم واسه بردن جونی داشتیم واسه مردن کسی بودیم کاری داشتیم پاییز و بهاری داشتیم تو سرا ما سری داشتیم عشقی و دلبری داشتیم اون روزا ما دلی داشتیم واسه بردن جونی داشتیم واسه مردن کسی بودیم کاری داشتیم پاییز و بهاری داشتیم تو سرا ما سری داشتیم عشقی و دلبری داشتیم
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 8:19 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پس از آخرین
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مهر1386ساعت 8:58 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سخته
خيلي سخته اون كسيكه گفت واسه چشمات مي ميره بره و ديگه سراغي ازتو و نگات نگيره
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ای کاش
اي کاش مي دونستي دل تخته سياه نيست وقتي که مي آيي اسمت رو روي اون بنويسي و هر وقت دلت خواست بري اسمت رو از روش پاک کني
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کاش
کاش اي كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت . اي كاش اگر كسي به دلمون پا گذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي گذاشت. اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ویرانه
ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ... ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت ... ويرانه دل ماست که با هرنگه تو ... صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
غم
به غم کسي اسيرم که زمن خبر ندارد / عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد / دل من ز گريه خون و دل او خبر ندارد
+ نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به تو
براي رسيدن به تو پا پيش گذاشتم تو را سهم تمام روياهايم کردم خودم را قسمت کردم انصاف نبود تو که مي دانستي با چه اشتياقي خود را قسمت مي کنم پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردي؟ براي خداحافظي خيلي دير بود خيلي دير...
+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |

