تبليغاتX
مرکز تخصصی ترین اس ام اس ها و آف ها
تركه با دوست‌دخترش
تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم! 
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کار بد
تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم!
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:12 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
fekr kardi off
 fekr kardi off gozashtam yani karam pishet lange ??? ya dastam zire sange ??? na faghat delam vasat tange...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
۳ آهنگ از وحید تقی پور و میعاد خان و با حضور افتخاری جعفر طاها

۳ آهنگ از وحید تقی پور و میعاد خان و با حضور افتخاری جعفر طاها

نام آهنگ / فرمت

Mp3 128

 Ogg 64

یکی بود

 دانلود

 دانلود 

بی تو

 دانلود

 دانلود 

سارا بمون

 دانلود

 دانلود

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
امکانات
چند تا زنِ رشتي داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زناي مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟ يكي ديگه ميگه: اَووو! هرچي امكاناته مالِ شهراي بزرگه
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
جایزه
رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: سكس مجاني و جوايز نفيس (با خريد بيش از ده‌هزار تومن كالا). خلاصه كلي حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر ده‌هزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجاني ما چي شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجاني هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه! خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجاني خالي بندي باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
گوشت
تو يكي از شهرستانها داشتن تحقيق ميكردن كه هركدوم از طبقاتِ جامعه روزانه به طور متوسط چقدر گوشت ميخورن، خلاصه يك مدت آمار ميگيرن، ميبينن تو طبقه كارگر مردم روزانه بطور متوسط 20 گرم گوشت ميخورن، كارمند جماعت 50 گرم، ملت صاحب شغل آزاد 100 گرم و خلاصه همه جور آدم رو آمار ميگيرن، آخري براي اينكه تحقيقات كامل بشه، ميرن پيش ملاي محل، ميگن: حاج آقا، شما متوسط تو روز چقدر گوشت ميخوري؟ حاج‌اقا ميگه: پـنـج كيلو!! ملت كف ميكنن، ميگن: بيخيال حاج آقا! چطور روزي پنج كيلو گوشت ميخوري؟! همون موقع يك موتوريه از بغلشون رد ميشه، يك پسره از رو موتور داد ميزنه: كــــــيــــــــرم دهنت حاج آقا!! ملاهه ميگه: ...خوب اين 50 گرمش!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
چتر
بچه مثبته رفته بوده آموزش چتربازي، قبل از اينكه بپره استادش بهش ميگه: وقتي پريدي، بايد تا بيست بشمري بعد اين طناب رو بكشي تا چترت باز شه.پسره ميپرسه: ببخشيد استاد، اگه چتر باز نشد چي؟ استادش ميگه: سوال خوبيه! در اون صورت، اين يكي طناب رو بكش، كه چتر زاپاس باز شه. باز پسره ميپرسه: شرمنده استاد، اگه دومي هم باز نشد چي؟ استاده ميگه: خوب درون حالت، يك نخ قرمز اينجا هست كه وقتي بكشيش چتر اضطراري باز ميشه. پسره دوباره ميپرسه: ببخشيد وقتتون رو ميگيرم استاد، اما اگه اينم باز نشد چي؟ استاده ميگه: درون صورت صفحه 381 دفترچه راهنما رو بازكن، اونجا توضيح داده. خلاصه پسره خيالش راحت ميشه و ميپره، تا بيست ميشمره، نخ اول رو ميكشه، اتفاقي نميافته. نخ دوم رو ميكشه، بازم چتري باز نميشه. پسره هول ميشه، نخ قرمز رو ميكشه، ولي بازم خبري از چتر نبوده. يهو ياد حرفاي استادش ميافته، خيالش راحت ميشه، دفترچه راهنما رو بازميكنه، صفحه 381 رو مياره، ميبينه نوشته: مشتري گرامي، خواهر شما گاييده ميباشد!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
مهندس عمران

زن رشتيه سر منبرِ ملاي محل ميشنوه كه هركي شب سيزدهم ماه با همسرش نزديكي كنه، فرشته‌ها براشون يك خونه تو بهشت ميسازن. خلاصه خوشحال و خندان مياد خونه و (از قضا همون شب هم شب سيزدهم بوده) به رشتيه ميگه: آقاجان، حاج‌آقا امروز ميگفت فلان و بيسار و يالله پاشو تا دير نشده يك خونه آبرومند تو بهشت بسازيم. خلاصه رشتيه هم كه از يك عمر اجاره نشيني شاكي بوده، بلند ميشه و يك ربعي واسه خونه جديدش عرق ميريزه!! كارشون كه تموم ميشه، بعد چند دقيقه زن رشتيه برميگرده بهش ميگه: آقا جان، اين مادر مرحومت بنده خدا الان تو بهشت تنهاست، بيا يك خونه هم واسه اون بسازيم كه خوشحال شه. رشتيه هم باوجود اوضاع وخيمِ كمري، ديگه آخر مرام رو واسه مادرش ميگذاره و باهر بدبختي بوده يك ربع ديگه تلنبه ميزنه. وقتي كارشون تموم ميشه، بعد يك مدت دوباره زنش ميگه: آقاجان، اين برادر كوچكه منم بيچاره تنهاست، كسي رو نداره با هم خونه بسازن.. بيا يك خونه هم واسه اون بسازيم! رشتيه كه ديگه ناي جم خوردن نداشته (ساختمون سازي كه بماند!) شاكي ميشه، ميگه: اووو! خانوم جان من نفهميدم، اين بالاخره كـيـره يا مهندس عمران؟!

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:28 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
ازدواج
يه روز يه دختره و يه پسره كه مي‌خواستند با هم ازدواج كنند، ميرن خريد. دختره ميخواسته يه پارچه گرون قيمت انتخاب كنه. پسره مي‌گه: گرون مرون خبري نيست. تترون مترون ميخواي بگو. دوباره ميرن براي خريد طلا. پسره مي‌گه: طلا ملا خبري نيست. بدل مي‌خواي بگو. دختره خيلي شاكي مي‌شه ولي هيچي نمي‌گه تا شب عروسيشون كه ميرن توي حجله. پسره مي‌گه عزيزم... دختره مي‌گه عزيزم بي عزيزم! از كس مس خبري نيست. چس گوز مي‌خواي بگو
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
کمک سبز
رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
دهن لق
رشتيه شب داشته برميگشته خونه، سر كوچه قصاب محل بهش ميگه: چـــــــــاكريم، ممدآقاي گُلِ زن خراب!! رشتيه يك نگاه به هيكل قصابه ميكنه و هيچي نميگه، ميره پي زندگيش. فردا شب باز داشته ميومده خونه كه جناب قصاب همينو تحويلش ميده.خلاصه 4-5 شب همين جريان بوده، تا آخر رشتيه شاكي ميشه، ميره پيش زنش ميگه اين يارو قصابه اينو ميگه، جريان چيه؟! زنش ميگه: اين مرتيكه بد دهنه.. ولش كن. رشتيه هم بيخيال ميشه. دوباره فردا داشته ميومده خونه كه جناب قصاب مياد جلو، ميگه: چـــــــاكريم، ممدآقاي گُلِ زن خرابِ دهن لق!! رشتيه خيلي شاكي ميشه، ميره پيش مادرش جريان رو ميگه، مادرش بهش ميگه: ممد جان، تو الان زن داري، بچه داري، نبايد به حرف يك قصاب پدرسوخته توجه كني. رشتيه هم ميبينه مادرش راست ميگه، برميگرده سرِ خونه زندگيش. فرداشب داشته برميگشته خونه كه قصابه مياد جلو، ميگه: چـــــــاكريم، ممدآقاي گلِ زن خرابِ دهن لقِ بچه ننه
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
جوش
دختره ميره كرست بخره، ميگه: آقا لطفاٌ يك كرست نمره چهار بدين. يارو براش مياره، دختره ميره اتاق پرو امتحانش ميكنه، برميگرده ميگه: اين يكم بزرگه، اگه ميشه يك نمره سه ‌شو بدين. باز دوباره (بعد از پرُو) برميگرده ميگه: اينم يك كمي بزرگه، اگه ميشه يك سايز كوچيك‌ترشو بدين. خلاصه خيلي نميگذره كه به اين نتيجه ميرسه كه سايز دو هم كمي بزرگه و سايز يك رو امتحان ميكنه. بعد يك مدت مياد، ميگه: ببخشيد، اين هم يخورده بزرگه، كوچيكترشو ندارين؟ فروشندهه ميگه: دخترم اون جوشه، برو بتركونش!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
بق بق بقو
يكروز يه كبوتر نر، اساسي تنگش مي‌گيره. ميره پيش كبوتر ماده و مي‌گه: بق بق بقو... بق بق بقو...! (يعني مياي بريم ترتيبتو بدم؟) كبوتر ماده ميگه: نق نق نقو (يعني فعلا نه...!). كبوتر نره ميره و نيم ساعت ديگه بر مي‌گرده و دوباره مي‌گه: بق بق بقو... بق بق بقو...! دوباره كبوتر ماده ميگه: نق نق نقو. خلاصه چند بار قضيه تكرار مي‌شه و از نره اصرار و از ماده انكار. چند ساعت بعد كبوتر ماده تنگش ميگيره و ميره پيش كبوتر نره و مي‌گه: بق بق بقو... بق بق بقو...! كبوتر نره ميگه: نق نق نقو.... جق جق جقو
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
شهادت

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
دانش آموزه سركلاس
دانش آموزه سركلاس ميره با قوانين رياضي ثابت كنه تركا خرن، ميگه قبول دارين بادكنك كه بخرين آخرش مي تركه . همه ميگن : بعله . بعدش مي نويسه :بادكنك خريدن = بادكنك تركيدن . بعدش بادكنك رو از طرفين ساده ميكنه ميشه : خريدن = تركيدن . بعدش دو طرف مساوي رو منهاي “يدن” ميكنه ميشه : ترك = خر  
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
BUZZ
روش سند تو آل کردن BUZZ!

۱- نیت پاک

۲- این عکسی که میبینید نشان گر این است که یه ذره ای کیوت رو باید به کار بندازی

۳- خب حالا کلمه رو که میبینی بدون هیچ فاصله یا کلمه ایی سند می کنی همانند تصویر روبرو

تموم شد الان ۶۰ تا پی ام به سمتت میاد که داخل اون پی ام ها حرف های زیادیست که فحش هم لای اون حرف ها هست که باید جنبه داشته باشید            پایین همین صفحه جک زیاده بیکار شدی بخون

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
کلمات
عکس با کیفیت  
عکس با کیفیت   fation  
 fation   عکسهای با کیفیت  
 عکسهای با کیفیت   anjelia joli  
 anjelia joli   عكس با كيفيت  
 عكس با كيفيت   vida guerra  
 vida guerra   عکس های با کیفیت  
 عکس های با کیفیت   kazmegheyz.zip.io  
 kazmegheyz.zip.io   عكسهاي با كيفيت  
 عكسهاي با كيفيت   گالری عکسهای با کیفیت  
 گالری عکسهای با کیفیت   عکس  
 عکس   عکس باکیفیت  
 عکس باکیفیت    
    niyoosha zeyghami  
 niyoosha zeyghami   فاشیون  
 فاشیون   عکسهای دختران با پسران  
 عکسهای دختران با پسران   kazmegheyz  
 kazmegheyz   funy  
 funy   picdance  
 picdance   picdance.blogspot.com  
 picdance.blogspot.com   khafan  
 khafan   گالری عکس  
 گالری عکس   عکسهای عاشقونه  
 عکسهای عاشقونه   فال بوس لب  
 فال بوس لب   خوشگلای ایرونی  
 خوشگلای ایرونی   ایبرو  
 ایبرو   hot girl  
 hot girl   takhte jamshid  
 takhte jamshid   love photo  
 love photo   عكس هاي با كيفيت  
 عكس هاي با كيفيت   گالری عکس با کیفیت  
 گالری عکس با کیفیت   گالري عكس با كيفيت  
 گالري عكس با كيفيت   گالري عكس  
 گالري عكس   گالری  
 گالری   عکسهای باکیفیت  
 عکسهای باکیفیت   بوس لب  
 بوس لب   عكس هاي آمريكايي  
 عكس هاي آمريكايي   model nakhon  
 model nakhon   picture hot girl  
 picture hot girl   photo joli  
 photo joli   hot girl gallery  
 hot girl gallery   anjelia  
 anjelia   actress hot photo gallery  
 actress hot photo gallery   cart postal  
 cart postal   fation 2008  
 fation 2008   fation picture  
 fation picture   dress fation  
 dress fation   fashion dress  
 fashion dress   photo vida guerra  
 photo vida guerra   model dress  
 model dress   tatu photo  
 tatu photo   ritemail.blogspot.com  
 ritemail.blogspot.com   عكس باكيفيت  
 عكس باكيفيت   شعر تنهایی  
 شعر تنهایی   عکس های باکیفیت  
 عکس های باکیفیت   لباس عروس  
 لباس عروس   گالری عکس باکیفیت  
 گالری عکس باکیفیت   گالری عکس های با کیفیت  
 گالری عکس های با کیفیت   نقاشي هاي زيبا  
 نقاشي هاي زيبا   هنرمندان ودختران ايروني  
 هنرمندان ودختران ايروني   کارت پستال شعر  
 کارت پستال شعر   کفه پای دخترای ناز  
 کفه پای دخترای ناز   عکسهای دخترهای خارجی  
 عکسهای دخترهای خارجی   گالری شعر  
 گالری شعر   گالري عكسهاي با كيفيت  
 گالري عكسهاي با كيفيت   عکس پسران خوشگل  
 عکس پسران خوشگل   عکس های عاشقونه  
 عکس های عاشقونه   عکس با سایز بزرگ  
 عکس با سایز بزرگ   عکس آرایش صورت  
 عکس آرایش صورت   عکس با کیفیت عاشقانه  
 عکس با کیفیت عاشقانه   عکس بوس لب  
 عکس بوس لب   شعر وطن  
 شعر وطن   عكس  
 عكس   عكس خوشگلاي ايروني  
 عكس خوشگلاي ايروني   عكسهاي عشقولانه  
 عكسهاي عشقولانه   عكسهاي باكيفيت  
 عكسهاي باكيفيت   عكسهاي dokhtaran  
 عكسهاي dokhtaran   دل لباس عروس  
 دل لباس عروس   سایت عکس با کیفیت  
 سایت عکس با کیفیت   بزرگترین گالری عکس  
 بزرگترین گالری عکس   pictures fation  
 pictures fation   model kafsh  
 model kafsh   kazmegheyz.zip.io/  
 kazmegheyz.zip.io/   nice woman  
 nice woman   picture euro 2008  
 picture euro 2008   picture bollywood  
 picture bollywood   best picture and poems  
 best picture and poems   fation dress  
 fation dress   beuty girls  
 beuty girls   animation picture  
 animation picture   akshaie asheghane  
 akshaie asheghane   joli photo  
 joli photo   khat nastaligh  
 khat nastaligh   hot gallery  
 hot gallery   girls pic  
 girls pic   gallery mobile 9  
 gallery mobile 9   hansika motwani  
 hansika motwani   funy art  
 funy art   funny picture  
 funny picture   fation man woman عکس  

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
سلام بر صاحب زمان سلام بر آقای جهان

     السلام علیک یا صاحب الزمان                                        


سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي
سلام بر مهدي، کعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم
سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيح ها و موعود موعودها
سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر
سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء
سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته
سلام بر آن عزيزي که کمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست
او که چون برخيزد عالمي را برخيزاند و به دنبال خويش کشاند


ايستادن، نماد انتظار است و سروها هماره ايستاده اند تا بهار، از راه برسد و آن را گرم در آغوش گيرند. امروز روز جوشش در راه سبز رويش است و فصل رويش، همان ظهور توست که همه هستي، چشم در راه آن و همه دلها را مشغول به خود کرده است.



+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سپر
به تركه ميگن چرا خودتو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
لباس
رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:24 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
عضو
تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر، اين كير ما چندوقته خيلي درد ميكنه! دكتره ناراحت ميشه، ميگه: عزيز من، اين چه طرز صحبت كردنه؟! آخه قباحت داره! نگو كيرم، بگو عضوم. تركه يك نگاهي به دكتره ميكنه، ميگه: آقاي دكتر يك مرتبه بفرماييد كه ما دوساله تو كتابخونه محل كيريم ديگه
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:20 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
انعکاس صدا
زنه ميره دكتر زنان، ميگه: آقاي دكتر اين شوهر من يك بند نق ميزنه كه تو خيلي گشادي، شما لطفاٌ منو يك معاينه كنيد بهش بگيد بيخود حرف نزنه! خلاصه زنه آماده ميشه و دكتره ميره يك نگاه ميكنه، ميگه: اَااه! خوب بيچاره شوهرتون حق داره!.... بيچاره شوهرتون حق داره!! زنه خيلي ناراحت ميشه، ميگه: آقاي دكتر، حالا حتماٌ بايد دوبار ميگفتين؟! دكتره ميگه: خانم به خدا من يك بار گفتم... دفعه دوي انعكاس صدام بود
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
شرت
رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
زن
به قزوينيه ميگن زن رو تعريف كن، ميگه: بالام جان، زن حجميست زائد كه فضاي اطراف كان رو اشغال كرده!
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
نداي وجدان
تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
خواب
تركه هر شب خواب مدونا رو ميديده،‌ ولي تا ميومده ترتيبش رو بده از خواب ميپريده! ميره دكتر ماجرا رو تعريف ميكنه، دكتره ميگه: مشكلي نيست، اين قرصها رو برات مينويسم، ازين به بعد ديگه ازين خوابا نميبيني. تركه ناراحت ميشه، ميگه: نه آقاي دكتر! بي زحمت يه دوايي به من بدين كه از خواب نپرم و بتونم كارم رو بكنم! دكتره هم يه دوايي براش مينويسه و يارو ميره. فرداش تركه شاكي برميگرده مطب دكتره، دكتره ميپرسه: ديشب چي شد؟ بالاخره كارتو كردي؟! تركه شاكي ميگه: آقاي دكتر توام با اين دوا نوشتنت! ديشب آرنولد اومده بود به خوابم ميخواست ترتيبم رو بده، هر كاري كردم نتونستم بيدار شم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
کامپیوتر
يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره، منتها كون گشاديش ميومده كه بره دكتر نشونش بده. خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونه سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده. يارو هم ميگه: خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست، بريم ببينيم چه جورياست. خلاصه ميره اونجا، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش يك شكاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد توماني وارد كنيد. يارو يك صد تومني ميگذاره، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون، ميگه: نمونه ادرار! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و ميشاشه تو جناب قيف. بعد از دو سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده: يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده. بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه. يارو كف ميكنه كه اين لا مصب اينهمه چيز رو چطور از شاش آدم ميفهمه؟! خلاصه كرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه. فرداش يك شيشه مربا ورميداره، تا نصف توش آب شير ميريزه، بعد ميده سگش توش بشاشه، يك دونه از آدامساي دخترش رو هم ميندازه توش، آخر كاري هم يك تريپ جلق ميزنه، يكم از آب كيرش رو اضافه ميكنه به معجون، بعدم ميره همون داروخونه، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار. كامپيوتره يك 15 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بوده: آب شيرتون آهك داره، بايد لوله كش بياريد درستش كنه. سگت قلبش ناراحته، همين روزها تموم ميكنه. دخترت حاملست، بايد بري خر پسر طبقه پاييني رو بگيري. درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند جلق بزني، تاندن دستت هيچ وقت خوب نمی شه
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
شباهت
شباهت برنامه كودك با پستون خانم‌ها:...هردو مال بچه‌هاست، ولي اكثراٌ بزرگترها استفاده ميكنند
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |
فکر بد
دختره ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من سرم درد ميكنه. دكتره هم ازون حيزاي مادر قحبه بوده، نگاه ميكنه ميبينه دختره تيكه تميزيه، با خودش ميگه بگذار يك حالي بكنيم! خلاصه به دختره ميگه بلوزشو دربياره، بعد شروع ميكنه مالوندن پستوناي دختره! دختره شاكي ميشه، ميگه: آقاي دكتر، من سرم درد ميكنه، چرا سينمو گرفتي؟! دكتره خودشو ميزنه به عصبانيت، ميگه: خانم شما كه از علم پزشكي چيزي نميدونن، خواهش ميكنم مداخله نكنيد! بعد يك مدت دختره رو ميخوابونه رو تخت و شروع ميكنه با جاي ديگش ور رفتن. باز دختره اعتراض ميكنه كه بابا سردرد چه ربطي به اينجاي آدم داره؟! دكتره هم جواب ميده كه شما از علم پزشكي چيزي نميدونيد، من دارم معاينتوت ميكنم! خلاصه بعد يك مدت كار بيخ پيدا ميكنه و دكتره يا علي مدد شروع ميكنه به كردن، اون هم چه كردني!! وسطاي كار، دختره ميگه: ببخشيد آقاي دكتر، ميشه اون درو ببنديد؟ دكتره ميگه: واسه چي؟ دختره ميگه: آخه مردم تو راهرو هم چيزي از علم پزشكي نميدونن، خداي نكرده فكر ميكنن شما داريد منو ميكنيد
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط ((|| \\// \\/\// ||-|| \\// |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا